-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
آقـا بـیـا تـا زنـدگی معـنـا بـگـیـرد شاید دعای مـادرت زهـرا بگـیرد آقا بـیـا تـا بـا ظـهـور چـشـمهـایت این چشمهای ما کمی تـقـوا بگیرد آقا بـیـا تا این شکـسـتـهکـشـتـی ما آرام راه ســاحـل دریــا بــگــیــرد آقا بیا، تا کی دو چـشـم انـتـظـارم شبهای جمعه تا سحر احیا بگیرد پائین بیا، خورشید پشت ابر غیبت تا قـبل از آنکه کـار ما بالا بگیرد آقا خـلاصـه یک نـفـر بـاید بـیایـد تا انـتـقـام دست زهــرا را بگـیرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
سلام امـام زمـان! وارث غــم زهـرا ســلام وارث اشــک دمــادم زهـــرا سلام امام زمان! صاحب عزای عظیم سلام خـونجـگـر از داغ مـاتـم زهرا همینکه فـاطـمیه میرسد شـبیه توأم سـیـاهـپــوش عــزای مـحـرم زهــرا نگاه لطف تو بوده، و غیر از این هم نیست که بـاز آمـدهام زیـر پــرچــم زهــرا به زیر خیمه او ملجاء و پناه من است و شکر میکنم این لطف هر دم زهرا امـیـد بـسـتهام آقـا به این سـیـاهیهـا امـیـد بـسـتـهام آقـا بـه مـقــدم زهــرا بیـا اجـازه بـده تـا زیـاد گـریه کـنـیـم برای عـمـر کـم و قـامت خـم زهـرا شـنـیـدهام اثـری از تنـش نمانده دگر خـدا کـند که بمیرم از این غم زهـرا خدا کـند که بمیرم؛ کـبود شد رویش خدا کند که بمیرم شکـست پهـلـویش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
بیا تا کی نهادی سر به صحرا یا اباصالح بـتـاب ای آفـتـاب عـالـمآرا یـا ابـاصالـح صدای غـربت مـولا ز چاه کوفه میآید عـلی تنهاست ای تنهای تنها یا اباصالح بیا ای وارث حیدر که زخم پهلوی زهرا به شمشیر تو میگردد مداوا یا اباصالح چرا مخفیست قبر فاطمه در شهر پیغمبر بیا و پرده از این راز بگـشا یا اباصالح در و دیوار بیت وحی گوید با تو پیوسته که اینجا مـادرت افـتاد از پـا یا اباصالح بیا از قـنـفـذ کافـر غـلاف تیغ را بستان که جایش مانده بر بازوی زهرا یااباصالح میان دشمنان نقش زمین شد مادرت زهرا بگو آن دم چه حالی داشت مولا یا اباصالح
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
صدای هقهـقات آقا طـنـین چاووشی دوبـاره در غـم مـادر سـیـاه میپـوشی بـلـنـد گـریه کـنی در عـزای فـاطـمـیه روا نباشد از این پس به شیعه خاموشی دعا برای ظهـورت همیـشه یـادم رفت مرا بـبـخـش بـرای هـمـین فـرامـوشی دو چشم مهدی زهرا که خیس اشک شده نگاه خشک من! از غم چرا نمیجوشی؟! خودت بگو اثر ضرب دست سنگین نیست زمین میافتد اگر گوشواره از گوشی؟!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
بیا بیتو جهان تنهاست، میدانم که میآیی وجودت مُصلح دنیاست، میدانم که میآیی بیا ای حجّت حق! با قیام خود، قیامت کن ظهورت محشر کبراست، میدانم که میآیی هنوز ای منتقم! از آستان وحی بر گوشت صدای نالۀ زهراست، میدانم که میآیی بسا منکر شده معروف و معروف آمده منکر ز آثار جهان پیداست، میدانم که میآیی به چشم اشکـبارت، صحنـۀ کـرببلا دائم به قلبت، زخم عاشوراست، میدانم که میآیی بهایی و نصارا، بابی و صهیون و وهّابی سراسر جنگشان با ماست، میدانم که میآیی علم بر دوش عبّاس است تا گردد علمدارت دلش خون، دیدهاش دریاست، میدانم که میآیی به قرآن و علی سوگند! میبینم به چشم خود که قرآن و علی تنهاست، میدانم که میآیی خـمـیـده قـامت اسـلام و دانـم بیقـیام تو نگردد قامت آن راست، میدانم که میآیی ز اشک لاله گون، همچون بهاران دیدۀ "میثم" مسیرت را به گل آراست، میدانم که میآیی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
روشـنیبـخـشِ شـبتـار نـیامد چه كنم رفت عـمـر من و دلـدار نیامد چه كنم قلب من مخـزن الأسرار فراقـش باشد حـضرت ِمـطلـع الأنوار نیامد چه كنم "عـجـل الله تعـالى فـرجـه" میخـوانـم حـجـتِ مـطـلـقِ دادار نـیـامـد چه كـنم شور این سینۀ شیدا به كجا خیمه زده؟ نـور این دیـدۀ خـونـبـار نـیامد چه كنم درد بیصـاحـبى و غـصۀ بیمـولایـى واى از این دو خبر؛ یار نیامد چه كنم! هجر او بند شد و پاى سلـوكم را بست چـارۀ عـبـد گـرفـتـار نـیـامـد چه كـنـم با كلاف دلم عمریست پیاش میگردم یـوسـف من سـر بـازار نـیامـد چه كنم من ز هجران رخش اشك فشاندم هر شب گـریـهام نیز كه به كـار نیامد چه كنم! آن غلامـم كه شدم چـشم به راهش اما شهـریـارم كه به دربـار نیـامد چه كنم ذوالفقار علوى منتظرِ خونخواهیست وارث حـیــدر كـرار نـیـامـد چـه كـنـم آتـش درد كـشد شـعـله و مـادر گـویـد: مـرهم داغـى مـسـمـار نـیـامـد چه كنم روضۀ كرب و بلا شعر مرا جمع كند گـفت زینب كه عـلـمدار نیـامد چه كنم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
نه از تو با خبریم و نه از تو بیخبریم اسـیـر زنـدگی و بـنـدگـی بـیثـمـریـم هزار بغض فرو خورده در گلو داریم میـان بـرزخ بـیـم و امـید، دربـهدریم رسیدهایم به شبهای سرد کوچۀ یأس به پـنجه بر تن دیوار، در پیِ سحریم پُر از غـمیم و به درماندگی دچار اما گـلایـههـای دل آزار را کـجـا بـبـریم در آسـتـانـۀ بُـهـت هـزار سال دروغ هـنـوز مـنـتـظـر بـازگـشت منـتَظَریم گدای بیسر و پائیم و دستمان خالیست مگر که میشود از پـادشاه دل ببـریم به روضه ختم شده روزهای ما آری هزار شکر که در بزم گریه شعلهوریم شقایـقـیم و به دل، داغ عاشـقی داریم که سالهاست پریشان زخـم میخ دریم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
آهِ دلــم بـه آیــنــه زنـگــار مـیزنــد پـیـراهن وصـال تـنـش زار میزنـد عمرم، جوانیام، همه خرج گناه شد این گـریههـا زیـان مرا جار میزند دیگر چرا اجل، به خدا که همین فراق عکـس مـرا به سـیـنۀ دیـوار میزند حالم شـبیه حالِ بـدِ مجـرمـیست که سیلی نخورده دست به اقرار میزند چون ورشکستهای شدهام که به هستیاش چـوب حـراج از سرِ اجـبـار میزند بر روی من حساب نکن جمعۀ ظهور سنگت به سینه، نوکر غمخوار میزند با اینکه رو به قبله شدم، دلخوشم هنوز گاهی سری طبیب به بـیـمار میزند شرمندهام نمردهام از رنج روضهها خیلی بد است کارگر از کار میزند لعنت به نانـجـیب مـدیـنه که بیهـوا سـیـلی به پـابـهمـاه عـزادار میزنـد چون روز، روشن است از امروز کوچهاش فـردا سهسـاله را سر بـازار میزند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
«بلا» عظیم و «گره» کور و «امتحان» سخت است چقدر دوریِ از صاحب الزمان سخت است شبیه هرکه به جز اوست زندگی کردیم ولی شبیه به آقا...! برایمان سخت است قصور ماست اگر تحبس الـدعا شدهایم مقصریم که رفتن به آسمان سخت است بـرای دیـدۀ هـر جـایـیِ مـنِ دِلْسـنـگ مجالِ دیدنِ دلدار هر زمان سخت است چقدر فاصله مانده، چقدر از او دوریم و راه رفـتن با پایِ ناتـوان سخت است اگرچه غـرق گـناهـیم، دوسـتـش داریم نـبودن «ولیِ مهـربانـمان» سخت است اگرچه دورم از او، بین روضه نزدیکم نفس کشیدن بیروضه، بیگمان سخت است همیشه قِصۀ بیمادری غم انگیز است همیشه رفتن یک مادرِ جوان سخت است ز میخ سختتر، آغاز بیکسی علیست به روضهخوان بگو این روضه را نخوان؛ سخت است بـه پـیـش دیـدۀ مَـردم زدنـد فـاطـمه را اگرچه روضه عیان است، در بیان سخت است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
رفته از دستم حساب جـمعههای انتظار هر سحر یابن الحسن گفتم به پای انتظار میشمارم روزها را، فصل همعهدی کجاست؟! ندبه میخوانم به شوقِ گفتنِ «مهدی کجاست» نـالـۀ یابن الحـسن! برگـرد بر روی لبم پُر شده از حسرت دیدار او روز و شبم میرسد او با سپـاهی از شهـیدانِ بـسیج دیدنی خواهد شد آن ایام، طـوفان بسیج ملت مستضعـف دنیا به حـقـّش میرسد عاقبت یک جمعه هم مولا، به حقّش میرسد چارده قرن، این جدایی، درد تنهایی بس است یک نفس تعبیر این رؤیای زهرایی بس است وعدهی حقّ خدا وقت مشخص میرسد جـمـعـۀ آزادی بیـت الـمـقـدّس میرسـد میرسد تا که ببیند شور و شوق لحظه را میرسد تا که بـگـیـرد انتـقـام غـزه را حضرت صاحب زمان! ای حضرت قائم! بیا انـتـقـام کـوچـۀ سـرخ بـنـی هـاشـم! بـیا هر غریبی در زمـانه داد زد: مهدی بیا مادرت در کوچهها فریاد زد: مهدی بیا فاطمیه آمده، ای روضهخوان! روضه بخوان از گل پژمردهحالِ نیمهجان، روضه بخوان کوچه در کوچه نماند و تا دل گودال رفت میخ شد خنجر، به روی حنجری بیحال رفت شیعۀ مهدی! عزای سخت بانو را بخوان فـاطـمـیـه آمده از داغ عـاشـورا بخوان مـادری افـتاد که حالا تنی تـسخـیـر شد پیکری افتاد در گودال و خواهر، پیر شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
یک نظر کن سوی من خیلی گرفتارم هنوز زار و مضطر آمدم محتاج غمخوارم هنوز من به امـید آمـدم رو برنگـردان از گدا حال و روزم را عوض کن تا نفس دارم هنوز صبح تا شب هم برای تو اگر گریه کنم خوب میدانم به تو خیلی بدهکارم هنوز با وجودی که دویدم زیر این بیرق ولی در مسیر نوکریات وای کم کارم هنوز دائما داری هـوایم را ولی افـسـوس من باز هم رفـتم به بیـراهـه گـنهکارم هنوز خوش به حال بندهای که زیر لب نجوا کند: از فراقت ای حبیبم سخت بیمارم هنوز نیمه شبها فـرق دارد گریه و حال دعـا من به شوق دیدن روی تو بیدارم هنوز روبهراهم کن برس آقا به فریادم که من بیقرار کـربـلا؛ صحـن علـمـدارم هنوز گریههای من دم باب الحسین یادش بخیر همچو ابرم از غم دوریت میبارم هنوز روضۀ مادر به قلب زار من آتش زد و داغدار خون زهـرا روی دیوارم هنوز
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
بـبـین، تـاریخ در تکـرار مانـدهست جهـان در حـسرت بـسیار ماندهست نـمـیآیـی چــرا؟ چـشــمانـتـظـارت گـلـی بـیـن در و دیـوار مـانـدهسـت ***************** دل سـبـز و جــوانـی دارد ایـن گـل ولـی قــدِّ کــمــانــی دارد ایـن گــل بـیـا، چـشـمانــتـظـار تــوسـت آخـر مــزار بــینـشــانـی دارد ایـن گــل ***************** جـهـان در انــتـظـار آفـتــاب اســت تـمـام رنـجهـایـش بیحـسـاب است کسی با ذوالـفـقـار از دور پـیداست جهان در معرض یک انقلاب است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
زیر هـجـوم درد شکـسـتـهست قـامـتـم تقدیر من غم است، چه تلخ است قسمتم کاری نمیکـنم به تو نـزدیکتـر شـوم انـگـار من بـدون حـضـور تو راحـتـم طیّ طـریق من به نـیازم رسیدن است تو گریه میکنی به من و من به حاجتم ای غایب از نظر! تو حضورت همیشگیست بـیچـاره من؛ منی که گـرفـتار غـیـبـتم چـشـمـم به التـمـاس دعـای بـقـیـه بـود نعمت تو هستی و پی کـفـران نـعـمـتم این آبـروی عـاریـهای مانـدگار نیست بـا سـیـلیِ گـنـاه شـده سـرخ، صـورتـم دست مرا بگـیر و دخـیـل حـسـین کـن من بی حـسـین گـم شـدهام، آخر خـطم این روزها که شال عزا بستهای به دوش رخصت اگر دهـید شریک مـصـیـبـتم این بوی دود از طرف خانه علیست! آقـا نمیکـنـیـد به اینروضـه دعـوتـم؟ این روزها که شاه نجف گـریه میکند لبـریـز یاعـلی شده ساعـت به سـاعـتم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
به زیـر بـیـرق دارالـبـکـای مـادرتـان عــزا گـرفـتــهام آقـا بـرای مــادرتـان نشـستهام که بریزم شـبیه قـطرۀ اشک تـمام هـسـتی خود را به پـای مادرتان نـوشـتـهانـد بـرای هـمـه دعـا میکـرد نـیـازمـنـد دعــایـم، دعــای مــادرتـان تمام عالم از این روضه رزق میگیرند شـدنـد عــالـم امـکـان گـدای مـادرتـان به زیر چادر زهراست آنچه که خیر است و روضهاش شده دار الشفـای مادرتان به این امـیـد که اُمُّ الحـسن شـفـا گـیرد قــنــوت بـسـتـهام آقـا بـرای مـادرتـان شنیدهام که نمازش شده است بی جوهر شـنـیـدهام که گـرفـته صدای مـادرتـان نبـوده اجـر رسـالـت، حـکـایت کـوچه نـبوده صورت نیـلی، سـزای مادرتان دوباره شد شب جـمعه خـدا کـند برسم به روضهخـوانی کـربـُـبلای مـادرتان دوباره میرسد از مضجع شریف حسین صـدای زمــزمـۀ وای وای مــادرتـان حــسـیـن در دل گـودال؛ آمـده زیـنـب و بوسه زد به گلویش، به جای مادرتان
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
دلـم را بـه بـزم مـحـبـت کـشـیـدی دوبـاره مـرا پـای صحـبت کشیدی گــنـاه مـرا دیـدی و گـریـه کـردی عـزیزم بـمـیرم خـجـالـت کـشـیدی اگرچه یکی غـصهات را نخـورده تو جـای هتمه، آهِ حـسـرت کشیدی نـشد خـانـهام، خـیـمـهگـاه تو بـاشد ز نا اهـلیام، درد غـربت کـشیدی شـنـیدی که دلـتـنگ شهر حـسـیـنم لب تـشـنـهام را به تـربت کـشـیدی اگـر روضـه دارم دعـای تـو بوده اگر فـاطـمیام، تو زحـمت کشیدی سحر در کـنـار مـزارش نـشـسـتی به اینجا مـسـیـر زیـارت کـشـیـدی سـلام ای گـل پـرپـر خـانـه مـادر! چرا پوشیه روی صورت کشیدی؟ دم کـوچـه افـتـاده بـودی و گـفـتـی عـلی را چرا پـای بـیعـت کـشیدی اگرچه لگـد خوردی از حال رفتی کـنارش نـفـسهای راحـت کشیدی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
ای مـرهـم شـرار جـگـر یابن فـاطـمه بر شـام تـارِ شیـعـه سحـر یابن فاطمه هر جمعه در هوای ظهور تو ماندهایم امـّا نـیـامـد از تـو خـبـر یابن فـاطـمـه حق را شکست داده سـپاهِ نفـاق و ظلم کی میرسد زمـان ظَـفـَر یا بن فاطـمه از دستِ ما مـقـیم بیابان شدی، ببخـش بـرگـرد بـین شـیـعه دگر یـابن فـاطمه در پشت درب خانه تو را میزند صدا با سـوز و آه و دیـدۀ تـر یا بن فـاطـمه بـیـن گـدازههـای درِ نـیـمـه ســوخـتـه بر سیـنهاش نشـسـته شرر یابن فاطمه روی ضـریحِ سـیـنـۀ او، مـیخ داغِ در از خود به جا نـهـاده اثـر یابن فـاطمه او شـد سـپـر بـرای عـلـی و بـرای او محسن شده ست همچو سپر یابن فاطمه بشکـسته است شاخۀ طـوبا و از برش روی زمین فـتـاده ثـمـر یـابن فـاطـمه با دست بسته خوانده تو را مرتضی بیا ای مـرهـم شـرار جـگـر یابن فـاطـمه
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
سخـت است پایان شب هجـران نباشی پـایــان رنـج کـهـنــۀ انـســان نـبـاشـی ای یـوسف گـم گـشـتۀ این شهـر تا کِی مردم بیـایـند و تو در کـنعـان نباشی؟! ما را به خـیر تو امـیدی هـست بـسیار شرّ میشود خیری که تو در آن نباشی نوح از نفَـس میافـتد و گم میکند راه طوفـان که راه افتاد، کـشتیبان نباشی حبس ابَـد خـواهـیم خـورد آقا، اگر که راه نـجـات مـا از این زنـدان نـبـاشـی خـورشـید نـاپـیـدای پـشت ابـر غـیـبت ایکاش میشد اینهـمه پـنهـان نبـاشی تنهـاییام را با تو قسمت کردم و بس! چـیزی نـدارم که تو در جریان نباشی یادش بخیر آن نـدبـۀ کافی که میگفت تا کی دوای درد بـیدرمـان نـبـاشی؟! میگفت این خـانه عـزیزم خانۀ توست حـیف است در مـهـدیّـۀ تهـران نباشی اصلاً غـلط گـفتم تو هستی، کور مائیم امکان ندارد گـوشهای مهـمـان نبـاشی امـکـان نـدارد روضۀ زهـرا بخـوانـند تـو گـرم ذکـر آه مــادر جـان نـبـاشـی حیّ علی خـیرالعـمَل میخـواند، زهرا در هر نمازش العَجل میخواند، زهرا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
در دل اهلِ قـلم، انگـیـزۀ تـقـریر نیست قـصّۀ تـنهـایـی مـا قـابـل تحـریر نیست داغ دوری یا غم کوری، چه فرقی میکند؟! در دلِ قُرصِ زلیخا، ترسی از تقدیر نیست در مسیر عاشقی طعنه شنیدن، لازم است راه وصل دوست غیر از جادۀ تحقیر نیست آیـنه در آیـنه، آدیـنـههـا طـی میشـونـد عکسی از صبح ظهور تو در این تکثیر نیست آه؛ یعـنی سخـت دلـتـنـگـم برای دیـدنت نالۀ عُشّاق را بهتر از این تفسیر نیست از دل این گریهکردنها، تقرب میرسد خونِدل خوردن به قَصدِ قُرب، بیتأثیر نیست بینیازی در حقیقت چارۀ بیچارگیست هر کسی با فقر خود خو کرده، بیتدبیر نیست قهرِ تو تنها برای کُـشـتن ما کافی است ذبح ما را احتیاجی به دمِ شمشیر نیست با همین قـد خمم، بار غـمت را میکِشم تا بـبـیـنی نـوکـر آوارۀ تو، پـیـر نیـست تا خودت پاکم نکردی، خواهشاً خاکم نکن گرچه این آلودهدامن لایقِ تطهیر نیست زود میمـیرم اگر بین نجف دفـنم کـنـند مُردنی اینگونه هرگز دَر خورِ تأخیر نیست صحنِ حیدر صحنۀ دیدار ما با خالق است بی جهت روی لب زوّار او تکبیر نیست مادرت بار سفر بسته، بگو کِی میرسی؟! مادرت بار سفر بسته، نگو که دیر نیست! کاش میگفتند زهرا راحت از "دَر" دور شد کاش میگفتند با مسمارِ آن درگیر نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
شرمنـده کردی بار دیگر نوکرت را شـکـر خـدا دیـدم عـزای مـادرت را روزم سیه گـردد اگر از من بگـیرند خورشید لطفِ چشمِ ذرّه پـرورت را من لکـۀ نـنگ تـوأم، هر جا شنـیـدی نـام مـرا انـداخـتی پـائـیـن سـرت را از بس که هسـتم روسـیه حتی ندارم آقای من حکـم سـیـاهی لـشکـرت را ای آیــۀ امـن یــجـیـب بـیپــنــاهــان دریـاب این دلـدادگـان مضـطرت را آوارهام روضـه به روضه فـاطـمـیـه تا که ببـیـنم روی زهـرا منـظرت را ای وای از سـنـگـیـنـی بــار گـنـاهـم نشـنـیـدهام یک بار مـادر مـادرت را آقــا ســرِ مــادر چـه آورد آتــش در که سالها سـوزانده از پـا تا سرت را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
خـبـر هـجـر تـو از مـأذنـه تـا مـیآیـد بوی اشک است که از سجدۀ ما میآید چِـقَـدَر آه کـشـیـدی، نـشـنـیـدیـم تـو را اشـک بـر گـونـۀ ایـن نـاشـنـوا میآیـد تا که پروانه پرش سوخت به عاشق فهماند وصـل دلـبـر فـقـط از راه فـنـا میآیـد مدعی نیست کسی که به تکامل برسد فـقـط از شـیـشـۀ کـم آب صـدا مـیآیـد خوش بهحالم که فقط ظرف مرا میشکند مـیـل لـیـلـیست اگـر گـاه بـلا مـیآیـد نه به چلّهست نه صحرا، اگر عاشق باشیم یار، خـود، سـرزده تا خـانۀ ما میآیـد یا اَبـانـا! فـقـط ایـنبار بـغـل کن ما را وا کن آغوش خودت را که گدا میآید در دل سختی و غم ذکر نجاتم زهراست حـال مـن با دم یـا فـاطـمـه جـا میآیـد بعد از آن ضربۀ سنگین لگد، آه، چه شد؟! پشت در جای عـلی، فضه چرا میآید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
بیا بیا گـل زهـرا! عـزای مـادر توست صفای فاطـمیه از صفـای مادر توست اگر که سـائـلـم و نـوکـر هـمیـشـگـیام فقط به خاطر لطف و عطای مادر توست تمـام عـزّت شیـعـه رحـین منّت اوست تـمـام زنـدگی مـا فــدای مـادر تـوسـت قسم به مادر و آن احـتجاج حـیدریاش دوام خـدمـت ما با دعـای مـادر توست ز نـور چـادر او ما هـمـه مـسـلـمـانـیـم که اصل طینت ما خاک پای مادر توست بیا که با تن خونین، هنوز منتظر است که انـتـقـام تو تـنهـا دوای مـادر توست
: امتیاز
|
























